توی کافی شاپ نشستم .جاییه که توش آرامش دارم. جای شلوغیه . اما هر کسی سرش به کار خودش بنده.

_

الان به دختری بیرون از کافی خیره شدم. از قیافه و طرز حرکتش خوشم میاد . از طریق لباس پوشیدنش .

_

اینقدر بهش خیره شدم که متوجه من شد . یکمی دیگه داره همون جا راه می ره.

_

اومد توی کافی شاپ و درست روی تنها میز جلوم نشست. مال خودمه .

_

می خوام بلند شم . کلم به شدت درد می گیره. شانس گند که می گن همینه .

_

بلند می شم برم بیرون یک هوایی تازه کنم. دختره هم دنبالم میاد . روی یک نیمکت نشستم . اعصابم بهم می ریزه .

_

می رم توی کافی شاپ. اونم دنبالم میاد روی همون میز قبلیش می شینه . اعصابم بهم می ریزه . آدم های گیر روی اعصابم راه می رن.

_

اصلا دوست دختر نخواستیم.